محمد مهريار
481
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
بههرصورت نامگذارى محلى به زمين خيلى طبيعى مىنمايد و روشن است كه شيوهء قديم ايرانيان همچنين بوده است . به كار بردن حرف « سين » به جاى « ز » هم يكى از اصول تطور و تغييرات لهجههاى مختلف زبان فارسى است . جزء دوم « رم » پسوند نسبت و اتصاف و شباهت است . چنان كه در نامواژههاى كهرم ، جهرم و طارم و غيره . بنابراين سميرم يعنى جايى منسوب به « زمين » مثل سمسان و سمنان و سميران ( همدان و زنجان ) و از همه روشنتر سپهرم ( يكى از پهلوانان شاهنامه ) . مرحوم كسروى كه به حق و انصاف ، حق و فضل تقدم در تحقيقات مربوط به نامهاى ايران دارد ، در اينباره اتفاقا دچار سهوى شده است و تصور فرموده است كه « رم » جزء آخر اين كلمه همچنان در واژههاى ديگرى مثل جهرم و طارم به معناى محل است و واژهء « ران » را نيز به معناى محل گرفته است ، مثلا واژهء شميران و شميرم و سميران و سميرم و كهران و كهرم ( جهرم ) و طارم را به معناى محل سرد و يا گرم آورده است و اين مسأله مسلما صحيح نيست . چونكه در واژههاى كهران ، تهران و سميران جزء دوم « ران » نيست ، بلكه جزء دوم اين واژهها خود مركب از دو جزء است : نخست حرف « ر » و دوم پسوند « ان » كه به حرف « ر » اضافه شده است . چنان كه اگر بخواهيم شميران را تجزيه كنيم به سه جزء « شمى » به اضافهء حرف « ر » و « ان » مىرسيم . « شمى » همان واژهء « زمين » است و حرف « ر » جزء دوم حرف وقايه است ، براى آنكه از تنافر تكرار حرفهاى صدادار كه صعوبت تلفظ دارد و در تكلم دشوار است تخلص حاصل شود و نظاير آن را ما بسيار ديدهايم و در كل عناوين اين فرهنگ به آن برخوردهايم . مرحوم كسروى اجزا اواخر پسوندهاى « گان » و « جان » و « قان » و « كان » و امثال اين را هم يك جزء به حساب آوردهاند در حالىكه در اين مورد نيز « گان » و « قان » و « جان » حرف نخستين آنها ، چه معرّب شده باشد چه نشده باشد ، حرف وقايه است ؛ چنان كه در اين فرهنگ به كرات توضيح داديم . فى المثل در واژهء سيچان و اورگان ، مهرگان ، آذران ، سولقان و غيره و غيره . « 1 » اين است آنچه از تحقيقات مرحوم كسروى بهدست آمده است و آنچه كه بر اثر تحقيقات خود ما شخصا به آن رسيدهايم و مفصل در مقدمه گفتوگو كردهايم و باز هم در موارد لازم توضيح خواهيم داد .
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نامواژههاى مهرگان و اورگان در همين فرهنگ .